خسته و درد کشیده روی یونیت دندانپزشکی دراز کشیدم تا دکتر چپ و راست دهنم را یکی کند. خوب که عوقم را بالا آورد گفت: وضع دندانت خراب است. برو اتاق اندو، بگو که درد داری. اینطور مظلوم بروی حالا حالاها دندانت را درست نمی کنند... رفتم اتاق اندو و همین طور که عکس کج و ماوج دندان هایم را نشان می دادم گفتم دکتر خیلی درد دارم. دیشب تا صبح نخوابیدم... دستگاه قیژ قیژی اش را روشن کرد و گفت: پس فردا بعد از ظهر وقتم خالی تر است. بیا عصب کشی کنم...