
1- استاد: در کتابتان گفته اید همه یکسان اند و اگر مردان شمشیر زنند و زنان دوک نشین از آن روست كه آنان مشق شمشیر می کنند و اینان مشق دوک. نگفته اید ناشی از ذات خلقت!( فریاد می کند) درست است؟
شرزین: آری این ها همه از تمرین است. جلاد تمرین سر بریدن می کند و تیرانداز تمرین تیر اندازی. اگر دستی را ببندی بی هنر می ماند و این گناه آن دست نیست. گناه آن است که تمرین بستن کرده و شما بسیار تمرین می کنید تا کسی را اندیشه بر زبان نرسد.
طومار شیخ شرزین ، بهرام بیضایی ، انتشارات روشنگران ، چاپ ششم ، ۱۳۸۰
2- رينگ... رينگ...
- سلام، چطوري؟
= مرسي. شما خوبي؟
- ممنون. چه خبر؟
= سلامتي شما چه خبر؟
- سلامتي. امن و امان. چي كارا مي كنين؟
= هيچي... مي ريم. ميايم. (خنده اجتماعي). خب شما چي كار مي كنين؟ خبر خاصي نيست؟
- نه همه چيز امن و امانه ... خب. ديگه چه خبر؟
= هيچي ديگه... همينا. خبري نيست. همه خوبن؟
- آره. خوبن. سلام مي رسونن. خب ديگه؟
= هيچي ديگه همينا. (خنده وقت پر كني)
- (خنده احتماعي) خيله خب باشه. سلام برسون. اين ورا نمياي؟
= چرا. ايشالا آخر هفته مزاحم مي شيم.
- تشريف بياريد. سلام برسون. خدافظ
= خدافظ
تايمر: 2 دقيقه و 30 ثانيه.
پ.ن: بابا؟! چرا من اينجوري شدم با شما؟ حرفام كو؟ جيغ جيغويي هام؟ شيطنت هام؟ بابا؟! همسري؟! خدايا؟؟؟!!! آرزوووووو!؟!؟!؟
3- (شب- داخلي- كف اتاق پذيرايي)
- چرا من يه هفته س بيشتر دوست دارم؟
= نمي دونم. منم يه هفته س از خونه كه بيرون مي رم دلم كنده مي شه.
- ببين من فك مي كنم چون قبلش خيلي تو خونه كار مونده داشتيم اصلا حواسمون به خودمون نبود.
= آره. دور و برمون شلوغ بود. هيچي نمي فهميديم
- نتيجه مي گيريم ادم دورش خلوت باشه عاشقتره! (مکث...) پس يعني اين مرد و زنايي كه خيانت مي كنن خونشون زیادی مرتب بوده؟
= نه. زیادی كثيف بوده. بيا هميشه خونمونو مرتب كنيم.
- اوهوم... بيا هيچ وقت جز خونمون، جاي مرتب و تر تميز ديگه اي نريم!
4- خواب خوراك اين روزهاي منه! و كتاب آرزوي دست نيافتني م.
5- چرا من يه شب به حد مرگ کدبانو مي شم و در عرض 3 ساعت دو جور غذا و ژله و كيك و سالاد درست مي كنم و بعد تا سه شب خسته و كوفته و لهيده مي افتم مي خوابم؟
+ نوشته شده در 87/07/24ساعت 11:7 توسط آرزو |